X
تبلیغات
مسافر تنها... حسین طالب نژاد

شارژ ایرانسل

فال حافظ


چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392
م : ن : حسین طالب نژاد

شادی همیشگی مردمم آرزوست!

 

ديشب همه آمده بودند.پير و جوان ، زن و مرد ، حتي كودكان!

سوت پايان بازي با كره كه زده شد كوچه و خيابون و ميدونهاي بابلسرمثل همه شهرهاي كشورموجي از شادي مردمي شد كه خرداد92 را براي هميشه به يادماندني كردند.

غروب شنبه هم اين اتفاق افتاده بود و همين مردم به شكرانه حضوري حماسي و انتخابي هوشمندانه با راه انداختن کارناوالی از خودرو و موتورسیکلت به شادي و نشاط پرداختند.

يك جمله وخود حديثي مفصل بخوان از اين مجمل:

"شادي مردم چه لذت بخش است!".....فعلا!  

 

                    **مسافرتنها**

 




چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392
م : ن : حسین طالب نژاد

...قصه فقر !!

....اين روزها سرگرم تصحيح اوراق امتحاني ام.

خستگي تصحيح اين همه ورقه به يك طرف ، دل نوشته ها و درد و دل بچه ها كه بعضا قصه غصه ناگفتني خيلي از اون هاست يك طرف ديگر !

تمام حرف هاي پاي ورقه دانشجويان  را با درج كامنت يكي از دوستان همراه "مسافرتنها"  به پايان مي رسانم :

 

....دخترک 6 ساله سرطان داشت ،

پای اتاق عمل با چشم گريون به پرستـار نگاهی کرد

و گفت:مامان بابام پول ندارن، میشه قبل از عمل بمیرم؟؟؟!!!

 

*مسافر تنها**




دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392
م : ن : حسین طالب نژاد

قدردانی

**همه اش تقدیم به اشراق چشمهای مادرم که در زیر سایه ساروجودش بالیدم!!

                                    **مسافرتنها** 

یک شخص جوان با تحصیلات عالی برای شغل مدیریتی در یک شرکت بزرگ درخواست داد. در اولین مصاحبه پذیرفته شد؛ رئیس شرکت آخرین مصاحبه را انجام داد. رئیس شرکت از شرح  سوابق متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی جوان از دبیرستان تا پژوهشهای پس از لیسانس تماماً بسیار خوب بوده است، و هرگز سالی نبوده که نمره نگرفته باشد.

رئیس پرسید: ((آیا هیچ گونه بورس آموزشی در مدرسه کسب کردید؟)) جوان پاسخ داد: ((هیچ.))

رئیس پرسید: ((آیا پدرتان بود که شهریه های مدرسه شما را پرداخت کرد؟))

جوان پاسخ داد: ((پدرم فوت کرد زمانی که یک سال داشتم، مادرم بود که شهریه های مدرسه ام را پرداخت می کرد.))

رئیس پرسید: ((مادرتان کجا کار می کرد؟))

جوان پاسخ داد: ((مادرم بعنوان کارگر رختشوی خانه کار می کرد.))

رئیس از جوان درخواست کرد تا دستهایش را نشان دهد. جوان دو تا دست خود را که نرم و سالم بود نشان داد.

رئیس پرسید: ((آیا قبلاً هیچ وقت در شستن رخت ها به مادرتان کمک کرده اید؟))

جوان پاسخ داد: ((هرگز، مادرم همیشه از من خواسته که درس بخوانم و کتابهای بیشتری مطالعه کنم. بعلاوه، مادرم می تواند سریع تر از من رخت بشوید.))

رئیس گفت: ((درخواستی دارم. وقتی امروز برگشتید، بروید و دستهای مادرتان را تمیز کنید، و سپس فردا صبح پیش من بیایید.))

جوان احساس کرد که شانس او برای بدست آوردن شغل مدیریتی زیاد است. وقتی که برگشت، با خوشحالی از مادرش درخواست کرد تا اجازه دهد دستهای او را تمیز کند. مادرش احساس عجیبی می کرد، شادی اما همراه با احساس خوب و بد، او دستهایش را به مرد جوان نشان داد. جوان دستهای مادرش را به آرامی تمیز کرد. همانطور که آن کار را انجام می داد اشکهایش سرازیر شد. اولین بار بود که او متوجه شد که دستهای مادرش خیلی چروکیده شده، و اینکه کبودی های بسیار زیادی در پوست دستهایش است. بعضی کبودی ها خیلی دردناک بود که مادرش می لرزید وقتی که دستهایش با آب تمیز می شد. این اولین بار بود که جوان فهمید که این دو تا دست هاست که هر روز رخت ها را می شوید تا او بتواند شهریه مدرسه را پرداخت کند. کبودی های دستهای مادرش قیمتی بود که مادر مجبور بود برای پایان تحصیلاتش، تعالی دانشگاهی و آینده اش پرداخت کند. بعد از اتمام تمیز کردن دستهای مادرش، جوان همه رخت های باقیمانده را برای مادرش یواشکی شست.

آن شب، مادر و پسر مدت زمان طولانی گفتگو کردند. صبح روز بعد، جوان به دفتر رئیس شرکت رفت. رئیس متوجه اشکهای توی چشم های جوان شد، پرسید: ((آیا می توانید به من بگویید دیروز در خانه تان چه کاری انجام داده اید و چه چیزی یاد گرفتید؟))

جوان پاسخ داد: ((دستهای مادرم را تمیز کردم، و شستشوی همه باقیمانده رخت ها را نیز تمام کردم.))

رئیس پرسید: ((لطفاً احساس تان را به من بگویید.))

جوان گفت:

1-اکنون می دانم که قدردانی چیست. بدون مادرم، من موفق امروز وجود نداشت.

2-از طریق با هم کار کردن و کمک به مادرم، فقط اینک می فهمم که چقدر سخت و دشوار است برای اینکه یک چیزی انجام شود.

3-به نتیجه رسیده ام که اهمیت و ارزش روابط خانوادگی را درک کنم.

رئیس شرکت گفت: ((این چیزیست که دنبالش می گشتم که مدیرم شود.)) می خواهم کسی را به کار بگیرم که بتواند قدر کمک دیگران را بداند، کسی که زحمات دیگران را برای انجام کارها بفهمد، و کسی که پول را بعنوان تنها هدفش در زندگی قرار ندهد. شما استخدام شدید. بعدها، این شخص جوان خیلی سخت کار می کرد، و احترام زیردستانش را بدست آورد.

هر کارمندی با کوشش و بصورت گروهی کار می کرد. عملکرد شرکت به طور فوق العاده ای بهبود یافت.

 

***یک بچه، که حمایت شده و هر آنچه که خواسته است از روی عادت به او داده اند، ((ذهنیت مقرری)) را پرورش داده و همیشه خودش را مقدم می داند. او از زحمات والدین خود بی خبر است. وقتی که کار را شروع می کند، می پندارد که هر کسی باید حرف او را گوش دهد، زمانی که  مدیر می شود، هر گز زحمات کارمندانش را نمی فهمد و همیشه دیگران را سرزنش می کند. برای این جور شخصی، که ممکن است از نظر آموزشی خوب باشد، ممکن است یک مدتی موفق باشد، اما عاقبت احساس کامیابی نمی کند. او غر خواهد زد و آکنده از تنفر می شود و برای بیشتر بدست آوردن می جنگند. اگر این جور والدین حامی هستیم، آیا ما داریم واقعاً عشق را نشان می دهیم یا در عوض داریم بچه هایمان را خراب می کنیم؟

  شما می توانید بگذارید بچه هایتان در خانه بزرگ زندگی کنند، غذای خوب بخورند، پیانو بیاموزند، تلویزیون صفحه بزرگ تماشا کنند. اما هنگامی که دارید چمن ها را می زنید، لطفاً اجازه دهید آن را تجربه کنند. بعد از غذا، بگذارید بشقاب و کاسه های خود را همراه با خواهر و برادر هایشان بشویند. برای این نیست که شما پول ندارید که مستخدم بگیرید، می خواهید که آنها درک کنند، مهم نیست که والدین شان چقدر ثروتمند هستند، یک روزی موی سرشان به همان اندازه مادر شخص جوان سفید خواهد شد. مهم ترین چیز اینست که بچه های شما یاد بگیرند که چطور از زحمات و تجربه سختی قدردانی کنند و یاد بگیرند که چطور برای انجام کارها با دیگران کار کنند.




چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392
م : ن : حسین طالب نژاد

دروغ ... دروغ...دروغ!

 

در این بهار مژده باران دروغ بود

در صبح دشت عهد سواران دروغ بود

 

هرساقه ای تبر شد و صد شاخه را برید

امید برگ و بار درختان دروغ بود

 

افراسیاب حاکم این شهر مانده است

افسانه های رستم دستان دروغ بود !

 

هر صبح و شام گرگ به این گله می زند

از بس همیشه هی هی چوپان دروغ بود !

 

تقدیر آدم از بهشت رانده گشتن است

حتی اگر دسیسه شیطان دروغ بود

 

"دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر"

برگشت و گفت : خلقت انسان دروغ بود

 

*********

 

چقدر دلبر زیبا دروغ میگوید

به دلسپرده رسوا دروغ میگوید

 

منم که تشنه چشمان آبی ات هستم

چقدر آبی دریا دروغ میگوید

 

چو بند زلف پریشان و قامتت چون سرو

بلند قامت رعنا دروغ میگوید

 

خدا کند سرو تن را سپرده باشد او

فغان که عاشق لیلا دروغ میگوید

 

سرش ز باده ناب وشراب پر بوده

وگرنه حافظ دانا دروغ میگوید

 

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد*

دل رمیده شیدا دروغ میگوید

 

دروغ و مهمل محض است لیلی و مجنون

چقدر شاعر غم ها دروغ میگوید

 

بس است گفتن از عاشق که یار در بر نیست

تمام عالم و دنیا دروغ میگوید

  

ببین که ناصح و واعظ به روی منبر عدل

بدون واهمه آنجا دروغ میگوید

 

قصاص جرم کمی بود بهر آن مجرم

دریغ مجری اجرا دروغ میگوید

 

خدا که وعده و قول بهشت داده به من

چه سود عالم معنا دروغ میگوید

 

مگو که ملک سلیمان خرابه ای شده است

مگو که باد مسیحا دروغ میگوید

 

فسانه ای شده باشد تمام معجزه ها

عصای حضرت موسی دروغ میگوید

 

بگو به یوسف کنعان مرو به خلوتگاه

زنی به نام زلیخا دروغ میگوید

 

تمام روز و شب من چرا زمستانیست

حرارت و تب و گرما دروغ میگوید

 

شکافت قله کوه و ستاره پایین رفت

نترس ظلمت شبها دروغ میگوید

 

امیدهای من انگار سرنگون گشته

طلوع روشن فردا دروغ میگوید

 

دریغ در همه جا هر کسی برای کسی

ز بهر ذره دنیا دروغ میگوید

 

برید تیغ سکوتم مدام حنجره ام

بلی حروف الفبا دروغ میگوید

 

چه وحشتی ز دلم بی قرار کرده مرا

کسی که یکه و تنها دروغ میگوید

 

            **مسافرتنها**




چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392
م : ن : حسین طالب نژاد

مدیریت شطرنجی

...تقدیم به همه دوستان همراه "مسافر تنها" به خصوص همکلاسی های عزیزم دانشجویان خوبم در گروه های مدیریت دانشگاه مازندران - دانشگاه آزاد اسلامی قائم شهر وبابل -موسسه های غیر انتفاعی پارسا بابلسر و علامه امینی بهنمیر - پیام نور قائم شهر و علمی کاربردی کیاکلا....:

                                                        **مسافرتنها**

ساليان دراز است كه از بازي شطرنج به عنوان بهترين بازي فكري ياد مي شود. باتوجه به قوانين و حركت مهره هاي آن مي توان به پيچيدگيهاي تازه اي درباره اين بازي پي برد. در اين مقاله با نگاهي متفاوت سعي شده است درسهايي از علم مديريت را در آن يافت… درسهايي هست كه در اين بازي شيرين درارتباط با علم مديريت مي توان آموخت و آنها را به كار گرفت

 هدفمند بودن حركت: يك شطرنج باز، هدف از بازي خود را مات كردن حريف مقابل در كنار يك نرمش فكري مي داند. براي هر حركت خود نيز هدفي دارد. حركاتي به منظور گستــرش بازي، تأمين امنيت شاه وآرايش مهره ها براي حمله يا دفاع از اين قبيل حركات است. در بازيهاي حرفه اي به منظور شناخت هر چه بيشتر سبك بازي حريفان ، نياز است كه بازي حريفان، چند بار بررسي شده و مورد تجزيه تحليل قرار گيرد. يك مدير سازمان توليدي ويا خدماتي نيز مي بايست اهداف بلند و كوتاه مدت خود را با توجه به وضعيت پيراموني(شرايط بازار، تهديدها و فرصتها، نقاط ضعف و قــوت و …) ترسيم كرده و برنامه هاي عملياتي براي دستيابي به آن را مشخص و به صورت مداوم آن را كنترل كند. نكته مهم در تعيين اهداف سازماني، انتخاب صحيح اهداف با توجه به تحليل بازار و رقبار، مشخص كردن زمان، مجري، منابع، هزينه انجام پروژه و همچنين تعيين شاخصي به منظور اندازه گيري ميزان دستيابي به هدف است.

 سازماندهي: بازيكن با توجه به قانون شطرنج مي تواندشاه را محصور، تهديد و به هدف خود ( مات كرد شاه) برسد. مسلماً در اين بازي برنده كسي خواهد بود كه از حركت مهره ها به نحوه مطلوبتري استفاده كند.

در اين بازي براي اينكه بتوان شاه را محصور و آن را مات كـرد، نياز به اين است كه از تمام مهره ها بهره گرفت و شاه را از جهات مختلف تهديد و جلو حركت آن را مسدود كرد. مديران نيز براي رسيدن به اهداف خود مي بايست تمامي امكـانات و منابع لازم را مهيا كرده و زمينه هاي لازم جهت استفاده بهينه از آن را فراهم سازند. در غير اين صورت با كاهش كارايي و افزايش قيمت تمام شده محصولات خـود و در نتيجه از دست دادن تدريجي بازار رو به رو خواهند شد.در اين زمينه طراحي واقعي و اجرايي نمودار سازماني، تعيين و ابلاغ مسئوليتها و شرح وظائف افراد، تعيين و تأمين منابع اجراي فرايند هاي سازماني، مشخص ساختن روشها و دستورالعملهاي اجراي هر فرايند و تعريف و پايش شاخصهاي اندازه گيري اثر بخشي وكارايي فرايند ها از اهميت ويژه اي برخوردار است

 هدايت مهره ها: به منظور مات كردن حريف كافي است تمامي مهره ها را بگونه اي كنار هم قرار دهيد كه ضمن پشتيباني آنها از يكديگر، خانه هاي حركت شاه حريف مسدود گردد. مسلماً اگر هر يك از آنها بدون تعامل با ديگر مهره ها، در گوشه اي از صفحه شطرنج به كار گرفته شوند، شما پيروز ميدان نخواهيد بود. در يك سازمان نيز اگر پرسنل واحد هاي مختلف از جمله كيفيت، مهندسي، تو ليد، اداري و غيره هر يك سرگرم فعاليتهاي خويش باشند ودر يك راستا هدايت نشوند، آن سازمان به اهداف خويش نايل نخواهد شد.

 برنامه ريزي: براي مات كردن حريف نياز به برنامه ريزي است. مسلماً بدون برنامه و تنها جواب بازي حريف را دادن، شما را به مقصود نمي رساند.

برنامه ريزي در علم مديريت نيز از اهميت ويــــژه اي برخودار است. مديران به خوبي مي دانند، بدون برنامه ريزي به هيچ هدفي نخواهند رسيد.

 پايش و كنترل: در بازي شطرنج برنامه اي كه در ذهن شما براي مات كردن حريف مقابل ترسيم مي شود، مرتباً باتوجه به حركات تدافعي و تهاجمي حريف مي بايست تغيير كند وگرنه همان برنامه اوليه هيچوقت شما را به هدفتان نزديك نمي كند.

در علم مديريت نيز برنامه هاي تنظيم شده براي دستيـــــابي به اهداف مي بايست در دوره هاي منطقي، كنترل و در صورت نياز بهنگام گردد. همچنين عوامل عدم اجراي برنامه، شناسايي و با تعريف اقدامات اصلاحي موثر، رفع گردد

 حفظ مهره ها: از ديگر فنون مهم بازي شطرنج، حفظ مهره هاست. در بازي شطرنج هر مهره ارزشي نسبي دارد، و اين ارزش بسته به موقعيت بازي متغير است.

نيروهاي انساني هر سازماني نيز باتوجه به مسئوليتها و فعاليتهايي كه انجام مي دهند داراي ارزش نسبي هستند و مطمئناً هيچ نيــــروي بي ارزشي وجود ندارد زيرا با وجود اين نيازي به استخـــــــدام آن فرد در سازمان احساس نمي گرديد.بنابراين، حفظ نيروهاي انساني براي دستيابي به اهداف سازمان همانند بازي شطرنج بسيار مهم است. فراهم كردن منابع و زمينه هاي لازم جهت اجراي مطلوب امور محوله، نشان دادن توجه و اهميت شما به فعاليت كاركنانتان، فراهم ساختن بستر رشــد و خلاقيت پرسنل و به كارگرفتن ساير روشهاي انگيزشي از جمله تكنيك هاي حفظ نيروها در سازمان است.

 حمايت مهره ها: اگر مهره سرباز با حمايت وهدايت شما به انتهاي صفحه شطرنج برسد، تبديل به مهره باارزشي همچون وزير مي گردد.

در يك ســـازمان نيز اگر نيروهاي انساني به طور مناسبي ازطريق سيستم هاي آموزشي وانگيزشي رشد پيدا كنند، مطمئناً فوايد بيشتري براي سازمان به ارمغان مي آورند.

 پيش بيني حركات بعدي: يكي از مهمترين فنون بازي شطرنج، بازي خواني آن است. قبل از هر حركت مي بايد حداقل چند حركت خود و حريف را در ذهن بررسي و تجزيه و تحليل و سپس اقدام به بازي كرد. همانند اين بازي، مديران نيز مي بايست قبل از اخذ هر تصميمي، پيامدهاي آن را پيش خود تجزيه وتحليل كرده و باتوجه به عواقب آن، تصميم را اتخاذ كنند. بارها و بارها متاسفــــــــــانه حتي در تصميم گيري هاي كلان مديريتي نيز شاهد اينگونه تصميمات عجولانه بوده ايم. تصميماتي كه چند حركت بعد آن خوانده نشده بود.

 پرهيز از حركات اضافي: در شطرنج، بازي با مهره سفيد يك مزيت محسوب مي گردد زيرا يك حركت از مهره سياه پيش بوده و قدرت تهاجم را دراختيار دارد. اين موضوع حاكي از اهميت هر حركت است لذا در اين بازي بايد مراقب هر حركت بود تا اين مزيت را حفظ كرده و با استفاده از حركت اضافي حريف بازي را به دست گرفت.

در يك محيط رقابتي نيز اگر مديران حركت اضافي و نادرستي ازجمله پذيرش توليد محصولات بدون تقاضا، اخراج كاركنان موثر و… داشته باشند درجهت تضعيف سازمان گام برداشته و چه بسا بازار را به رقبا واگذار خواهندكرد.

 گسترش توأم با تفكر: در بازي شطرنج به منظور استفاده از تمامي مهره ها، نياز به گسترش بازي است. اين بدان معني است كه مهره ها را مي بايست به خانه هايي انتقال داد كه قابليت، حمله، دفاع و مانور بيشتري را داشته باشند. حال اگر اين گسترش بدون انديشه باشد موجبات از دست دادن بازي را فراهم مي كند.

در يك محيط كاري نيز گسترش منابع سازمان ازجمله ساختمانها، تأسيسات، تجهيزات و نيروهاي انساني بدون درنظر گرفتن كيفيت، نوع و ميزان خروجي آنها به اتلاف منابع، كاهش بهره وري سازمان و افزايش قيمت تمام شده محصولات يا خدمات منجر مي گردد.

 گرفتن با انديشه مهره ها: گرفتن مهره هاي حريف در بازي شطرنج يك مزيت محسوب مي شود. در برخي مواقع حريف به منظور تخريب سد دفاعي و يا كشاندن مهره ها به سمت ديگـــــــر صفحه شطرنج و دلايلي اين چنيني، اقدام به فداكردن مهره ها مي كند و در قبال آن، برتري مــوردنظر خود را به دست مي آورد. به شما نيز در يك محيط كاري پيشنهاد توليد يك محصول جديد و يا ارائه يك خدمت جديد مي گردد كه اگر شما نسنجيده و يا به اصطلاح بدون امكان سنجي آن را بپذيريد و درعمل نتوانيد خواسته هاي موردانتظار مشتريان را برآورده سازيد، در آن صورت خود را براي پذيرش خسارات سنگيني آماده كنيد.

 مراقبت از آچمزشدن: اصطلاح آچمزي در شطرنج عبارت از حمله اي است عليه يك ســـوار كه سواري ديگر را از حمله محافظت مي كند. درواقع آچمز شدن، يك حركت غافلگيركننده ولي درعين حال قابل پيش بيني است.

همانند بازي شطرنج كه تنها مي بايست مراقب آچمز شدن بود و از آن گريخت، در سازمانها نيز مي بايست به فكر مقابله با اينگونه تهديدات و حوادث غيرمترقبه ازجمله تغييرات شرايط بازار، پايان عمر محصول، وضعيت رقبا، خرابي دستگاههاي كليدي، نارضايتي و استعفاي كاركنان، قطعي برق و غيره بود و طرحهاي واكنشي با اينگونه تهديدات تهيه شود.

 شكست، مقدمه پيروزي: همان طور كه يك شطرنج باز مي بايست از شكستهاي خود در بازي نااميد نشده و از آن درس عبرت بگيرد، شما نيز اينگونه بعداز هر شكست كوچك و بزرگ به دنبال سرزنش اين و آن نباشيد بلكه به دنبال ريشه بروز آن مشكل بگرديد و با حذف آن، موجبات پيروزي خود را فراهم كنيد !




شنبه هفدهم فروردین 1392
م : ن : حسین طالب نژاد

بهار موارك...

 

هلی داره تن اسبه پوش بهییه
زمین و صحرا سبزه روش بهییه
ونوشه اینجه ، اونجه بیه بیشار
قشنگی بیشه گوش تا گوش بهییه
***

تلفظ انکلیسی
Halidare tan esbeh posh bahiyeh
Zamin o sahra sabzeh rosh bahiyeh
Vanosheh injeh onjeh bayeh bishar
Gheshangi bisheh gosh ta gosh bahiyeh
***

ترجمه فارسی
با آغاز فصل بهار و سال نو درخت آلوچه با شکوفه های سفید و زیبا خودش را نشان می دهد.
و همچنین همه جای زمین سر سبز و خرم به نظر می رسد و همه از نشانه های خداوند بزرگ می باشد.
و گلهای زیبا و خودرو در دشت و صحرا بیدار شده و زیبایی بهار را چند برابر می کنند.
و گوشه تا گوشه دشتها با وجود گلها و سبزه ها زیبایی خاصی را ایجاد کرده است.


***


بهار
چمر بیته همن با شه بهاری
دپوشیهه شه تن سبز قوایی
سلوم بته تی تی ره دشت و صحرا
عجب بیه قشنگ تا چش دیاری

***
تلفظ انگلیسی
Chemer bayteh hemen ba she behari
Daposhiheh she tan sabze ghevayee
Selom bateh titi re dasht o sahra
Ajeb bayeh gheshang ta chesh diyari
ترجمه فارسی
با فصل بهار و آغاز سال نو دشت و صحرا تغییر کرده و سرسبز شده اند.
و همه جا از سبزه و گلهای زینتی پر شده است.
و با وجود شکوفه های زیبا دشت و صحرا بسیار دیدنی به نظر می رسد.
و تا آنجا که چشم کار می کند زیبا و دلنشین شده است.

**مسافرتنها**




دوشنبه پنجم فروردین 1392
م : ن : حسین طالب نژاد

به فاطمه...

مادر اگر کاری کند...

 

اهل خانه هم یاد می‌گیرند.

 

مثلا اگر شهید شود....!

 

***

 

گریه    مادر    دوشنبه     در     کوچه

 

راستی ! فاطمیه نزدیک است!

 

       **مسافر تنها**




چهارشنبه نهم اسفند 1391
م : ن : حسین طالب نژاد

آیین مقاله نویسی

 

... به دانشجوهای خوبم در درس "روش تحقیق در مدیریت" دانشگاه مازندران!   

                                                **مسافر تنها**

 

 چهارچوب مقاله و قواعد مقاله نویسی

تحقیق و پژوهش از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به جرات میتوان گفت که همه پبشرفت های علمی صنعتی پژوهشی تکنولوژی و جامعه شناسی بر پایه تحقیق و پژوهش استوار است. اصلی ترین و مهمترین شیوه ارائه نتایج یک مطالعه و تحقیق، تهیه مقاله پژوهشی است  و محققی در صحنه تولید وانتشار علمی موفق است که بتواند نتایج پژوهش خود را در مجلات معتبر پژوهشی به چاپ برساند. از آنجا که نوشتن صحیح و مناسب یک مقاله یک رکن اساسی برای چاپ مقالات علمی میباشد، در اینجا سعی شده است که به بررسی روش های صحیح نگارش مقالات پژوهشی پرداخته شود. به طور کلی هر مقاله پژ وهشی شامل اجزای اصلی زیر است:

عنوان

نام نویسنده یا نویسندگان

اطلاعات تماس

چکیده

واژگان کلیدی

مقدمه

مبانی نظری تحقیق

روش تحقیق

یافته های تحقیق

بحث و نتیجه گیری

فهرست منابع

 

عنوان مقاله

1)    اولین بخش یک مقاله عنوان است که باید اشتراکاتی با موضوع اصلی تحقیق داشته باشد و به شکلی جذاب جمله‌بندی شده باشد. نکات زیر در انتخاب عنوان مقاله قابل توجه هستند:

2)    عنوان مقاله حتی الامکان باید دقیق و رسا بوده و از به کار بردن اصطلاحات ناآ شنا یا اختصاری خودداری شود.

3)    عنوان مقاله حتی الامکان باید جمله خاصی باشد که نکات اصلی و عمده موضوع را در بر داشته باشد.

4)    به طور معمول (نه همیشه) و در نام‌گذاری اکثر تحقیق ها این نکات در نظر گرفته می شود: چه چیزی را میخواهیم بررسی کنیم، در چه جامعه ای، در کجا و در چه زمانی. مثلا عنوان یک مقاله میتواند این باشد: بررسی رابطه سطح سواد مادران و تغذیه کودکان در شهر تهران سال 1386

5)    عنوان باید «فاقد پیش داوری» باشد. به عنوان مثال، انتخاب این عنوان برای یک مقاله، مناسب به نظر نمی رسد: بررسی علل بی علاقگی رانندگان نسبت به بستن کمربند ایمنی!

6)    اگر کلماتی در توصیف ویژگی مطالعه شما نقش کلیدی دارند حتما در عنوان خود آن را بگنجانید. مثل مطالعه آینده نگر مطالعه دوسویه کور یا مطالعه تصادفی شده

7)    هیچ گاه نباید در عنوان مقاله نتیجه پژوهش را به صورت ثابت شده ذکر نمود.

 

نویسندگان و آدرس ها

اسامی نویسندگان و همکارانی که در مطالعه شرکت داشته اند باید بطور کامل ذکر شود. همچنین نویسنده اصلی که مسئول ارتباط با خوانندگان است باید مشخص شده و آدرس کامل و شماره تلفن وی در اختیار خوانندگان قرار گیرد.

 

 چکیده تحقیق

چکیده پس از عنوان بیشتر از سایر بخشهای یک مقاله خوانده میشود و در چکیده قسمت های مختلف مقاله شامل مقدمه، اهداف، روشها و نتایج تحقیقق بصورت خلاصه ذکر می شود. متن بسیاری از مقاله ها به طور کامل در دسترس ما نیست و گاهی فرصت برای خواندن تمام مقاله نداریم و از این رو چکیده مقاله اهمیت زیادی دارد. در اکثر مجلات تعداد کلمات چکیده 150 تا 250 کلمه محدود است.

واژگان کلیدی

چند واژه کلیدی که از اهمیت زیادی در مطالعه برخوردارند، در این قسمت ذکر می شود. ضمن این که با ذکر واژه های کلیدی در سایتهای علمی می توان به دنبال مقاله نیز گشت. به طور معمول تعداد این واژه ها حدود 6-5 کلمه در نظر گرفته می شود.

 

مقدمه

مقدمه یک مقاله پژوهشی ضمن بیان مسئله و تشریح موضوع به آن مسئله پاسخ میدهد که ارزش مطالعه حاضر برای انجام آن چه بوده است. در حقیقت با مطالعه مقدمه یک مقاله پژوهشی، خواننده با مسئله تحقیق آشنا شده و ضرورت انجام پژوهش را درک میکند. متن مقدمه باید روان باشد و حتی الامکان به صورت خلاصه و حداکثردر 2 صفحه تایپ شود.

 

مبانی نظری تحقیق

ادبیات تحقیق یا مبانی نظری، به تشریح مفاهیم، تعاریف و تاریخچه موضوع تحقیق می پردازد. نویسنده مقاله باید بر ادبیات تحقیق مسلط بوده و مبانی نظری موضوع تحقیق خود را به طور مختصر ولی کاربردی بیان نماید. مبانی نظری تحقیق باید با استناد و ارجاع علمی آورده شود. یک مقاله خوب باید بخش مبانی نظری قابل قبولی داشته باشد.

 

روش تحقیق

در این قسمت از مقاله چگونگی و روش انجام پژوهش توضیح داده می شود. همچنین نمونه های مورد بررسی، چگونگی نمونه گیری، جامعه هدف، مراحل اجرائی پژوهش و نحوه تجزیه و تحلیل داده ها ذکر می شود. در این قسمت در مورد تغییر بیشتر بحث شده و روش اندازه گیری و میزان دقت و چگونگی کنترل آنها بیان می شود.

 

یافته های تحقیق

در این قسمت نتایج بدست آمده از پژوهش ذکر می شود. نتایجی کلیدی مطالعه باید با کلمات روان و دقیق و بدون بزرگ نمایی ذکر شود. از روشهای مختلفی برای ارائه نتایج استفاده می شود. استفاده از اعداد، جداول و نمودارها کمک ارزنده ای به ارائه مطلب بطور ساده تر می نماید اما لازم است داده های جداول و نمودارها به طور کامل تشریح شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند. در مواردی که از روش ها و آزمون های آماری برای بررسی نتایج و تحلیل داده ها استفاده شده باشد، باید نوع آن نیز ذکر شود.

 

بحث و نتیجه گیری

در این قسمت به تفسیر نتایج ارائه شده می پردازیم. همچنین می توان به مقایسه نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر با نتایج سایر مطالعه ها پرداخت و با توجه به مجموعه شواهد نتیجه گیری نمود. در صورت لزوم می توان پیشنهادهایی برای انجام مطالعات بهتر و کامل تر در آینده ارائه داد.

 

فهرست منابع

در پایان لازم است کلیه منابعی که در تحقیق مورد استفاده قرار گرفته‌ اند، به شیوه ای مطلوب ذکر شوند. شیوه نگارش منابع در نشریات مختلف متفاوت است و بهتر است از راهنمایی این نشریات و شرایط نگارش مقالات کمک بگیریم.

 

چند نکته اساسی در ارسال مقالات به نشریات علمی

به یاد داشته باشید که قبل از ارسال چکیده مقاله خود به یک مجله، ابتدا فرم نحوه نگارش مقاله را از آن مجله  دریافت نموده و چکیده خود را در قالب آن فرم تهیه و تایپ نمایید (به عنوان مثال تعداد کلمات، فونت، تعداد خطوط، فاصله خطوط از کناره های صفحه و…)

 

دلایل عدم پذیرش چکیده یک مقاله در نشریات علمی

1) ابهام در موضوع مقاله و وجود تعداد زیاد مقالات مشابه پیشین

2) عدم تبیین زمینه اصلی تحقیق

3) نمونه گیری نامناسب

4) عدم رعایت اصول مقاله نویسی مورد نظر نشریه

5) عدم ذکر صحیح ارقام آماری

6) فقدان بحث و پرداختن به نتایج

7) چکیده های خیلی کوتاه و خیلی زیاد

8) بی دقتی در تهیه متن (غلط تایپی ، اشتباهات متن)

9) عدم ارتباط موضوع مقاله با رویکرد نشریه

 

 فن مقاله‌‌نویسی و الگوی آن*

 مقدمه

همواره ذهن پژوهندگان، درگیر این مسأله است که پس از پردازش و دسته‌‌بندی فیش‌‌های مربوط به یک تحقیق، چگونه آن­ها را عرضه کنند؟ چه روساختی برای کالای پژوهشی خود برای جذب مشتری درنظربگیرند؟ و به طور کلی چه قالبی را برای نگارش انتخاب کنند تا در بازار خوانندگان حرفی برای گفتن داشته باشند؟ درگیر و دار چنین پرسش‌‌هایی شاید شناخت ساختاری منسجم از نوشتار بتواند به پژوهندگان پاسخی در خور بدهد. بنابراین مقاله حاضر شناخت یکی از رایج‌‌ترین ساختارهای نوشتار به نام "مقاله" را سرلوحه خود قرار می‌‌دهد و ساختارهای دیگر را به زمان و سخنی دیگر وا می‌‌گذارد. بدیهی است که شناخت این قالب رایج، با مطالعه منابع نگارشی ممکن می‌‌گردد و چون در این زمینه اثری مستقل دیده نشده است تا پژوهندگان آن را راهنمای عمل خود قرار دهند. نوشتارحاضربر آن است تا با استفاده از منابع نگارشی، داده‌‌هایی را در زمینه ساختار مقاله به خوانندگان عرضه نماید. البته مقاله خود انواع گوناگونی دارد که نوشتار حاضر، به نوع پژوهشی آن خواهد پرداخت.

 پیش از ورود به بحث، ارائه تعریفی از مقاله و نوع پژوهشی آن ضروری جلوه می‌‌کند. در پاسخ به «مقاله چیست؟» دائرةالمعارف بریتانیکا می‌‌گوید: «انشائی که حجمی متوسط دارد و درباره موضوعی معین با رسایی و روشنی بحث می‌‌کند» از سوی دیگر بهترین تعریف مقاله پژوهشی عبارت است از «نوشته‌‌ای که از جست و جوی دقیق و سامان یافته در یک یا چند موضوع مشخص و محدود حاصل آمده باشد.» اکنون با شناخت اجمالی از رایج‌‌ترین قالب نوشتار و نوع پژوهشی آن، می‌‌توان به سوی هدف اصلی نوشتار حاضر یعنی شناخت ساختار مقاله پژوهشی گام برداشت. در پاسخ به چگونگی ساختار مقاله پژوهشی به نظر می‌‌اید که کامل‌‌ترین ساختار بر مقاله‌‌ای بار شود که از سه بخش مقدمه، متن و نتیجه برخوردار باشد. بنابراین آگاهی از ویژگی‌‌های هر یک از بخش‌‌های مقدمه، متن و نتیجه‌‌گیری پیش‌‌نیازی برای نگارش مقاله‌‌ای پژوهشی است.

 

اجزای یک مقاله پژوهشی

ساختارمقدمه: در ساختارهای مقاله‌‌های پژوهشی اولین بخش به "مقدمه" اختصاص دارد. سرآغاز هر نوشتاری، که آن را مقدمه، درآمد و یا مطلع نیز می‌‌نامند، باید علاوه بر تازگی و جذابیت، ارتباطی منطقی و بسیار محکم با متن داشته باشد. هرچند وجود مقدمه از ضرورت‌‌های ساختاری مقاله پژوهشی است، نباید چنین تلقی کرد که نبود آن در یک نوشتار بر بی‌‌ساخت بودن آن نوشته دلالت می‌کند، چراکه نوشتارها از این جنبه سه‌‌گونه‌‌اند: گونه اول بر مقاله‌‌هایی بار می‌‌شود که بدون مقدمه سراغ موضوع اصلی می‌‌روند. دومین گونه، مقاله‌‌هایی را دربرمی‌‌گیرد که حساس‌‌ترین بخش از میانه‌‌ متن آغاز می‌‌گردد. گونه سوم هم به مقاله‌‌هایی گفته می‌‌شود که سخن خود را با مقدمه شروع می‌کنند.این‌‌گونه اخیر بهترین ساختار برای یک مقاله پژوهشی است. به عبارت دیگر مقاله‌‌های پژوهشی بهتر است که دارای مقدمه باشند.

بند آغازین مقاله‌‌های مقدمه‌‌دار از چهار ویژگی ساختاری برخوردار است. اولین ویژگی اهمیت حیاتی جمله اول است؛ زیرا در مقدمه، شروع مناسب یک مقاله ایجاب می‌‌کند که جملة اول با دقت و در پیوند با کل نوشتار انتخاب شود. ویژگی بعدی، بهره‌‌وری از جملات محرک برای ایجاد جذابیت در ذهن خواننده و جلب توجه وی می‌‌باشد. این خصوصیت با روش‌‌های متفاوتی پیوند می‌‌خورد که در میان آن‌‌ها دو روش قیفی و طرح سؤال، کاربرد بیشتری دارند. در روش قیفی تلاش می‌‌شود تا با محدود نمودن حیطه سخن بر موضوع اصلی مقاله تمرکز شود. در روش طرح سؤال نیز، جلب توجه خواننده با طرح و تبیین چند پرسش صورت می‌‌گیرد. سومین ویژگی، وجود جمله انتقالی در بند آغازین است. جمله انتقالی جمله‌‌ای است که ذهن خواننده را از جمله‌‌های ابتدایی مقدمه به هدف اصلی مقاله و طرح‌‌واره آن حرکت می‌‌دهد. در نهایت آخرین ویژگی، قرار گرفتن جلمه موضوعی یا طرح‌‌واره در پایان مقدمه می‌‌باشد. در جملة موضوعی، خواننده از طرح کلی نوشتار آگاهی می‌‌یابد و چارچوب پیروی‌‌شده در متن را می‌‌شناسد. ویژگی اخیر نشان می‌‌دهد که جمله پایانی، بند آغازین برترین جمله است، گرچه جلمه ابتدایی مقدمه نیز اهمیتی حیاتی دارد. خلاصه سخن این‌‌که بند آغازین مقالة مقدمه‌‌دار با توجه به اهمیت جمله اول و استفاده از جمله‌‌های محرک و جمله انتقالی، بر جمله موضوعی تمرکز می‌‌کند تا ذهن خواننده را برای پذیرش متن آماده سازد. (برای درک صحیح ساختار مقدمه به نمودار شماره یک نظر کنید)

 ساختار متن: دومین و اصلی‌‌ترین بخش ساختاری مقاله‌‌های پژوهشی، "متن" آن است. متن، استخوان‌‌بندی یک نوشته است که جان کلام را عرضه می‌‌نماید. هر متنی از بند‌‌ها، حلقه‌‌های ارتباطی، جلمه‌‌ها، اجزاء ارتباط درونی جمله و اجزاء ارتباط بیرونی جمله‌‌ها شکل می‌‌گیرد. بند، کوچکترین واحد ساختمان نوشته است که جمله یا مجموعه جمله‌‌های بیان‌‌کننده فکر و ایده واحد را دربردارد. به دیگر سخن هر بند، جمله یا مجموعه‌‌ جمله‌‌هایی است که بین آن‌‌ها ارتباط و همبستگی لفظی و معنایی بیشتری وجود دارد و روی هم، مفهوم کامل و مستقلی را می‌‌رسانند.هر یک از بندهای متن باید با محور قرار دادن هسته جمله اصلی، ایده خود را به خوبی بپروراند. با توجه به اهمیت بنیادین بندها در یک مقاله، نمی‌‌توان بدون شناخت آن‌‌ها به مقاله‌‌نویسی دست زد و یا در مورد ساختار مقاله سخنی به میان آورد. بنابراین نوشتار حاضر معرفی ساختار، گستره و شمار بندها را به‌‌عهده می‌‌گیرد تا گامی در راه شناخت ساختار مقاله پیشتر رود.

 بندشناسی: در اولین بحث بندشناسی، شناخت ساختار بند بر اساس جایگاه جمله‌‌ها و ارتباط آن‌‌ها مطرح می‌‌شود. هر بندی بر اساس یکی از وظیفه‌‌های سه‌‌گانه خود، جایگاه هر جمله‌‌ای را معین می‌‌کند. بندها وظیفه دارند که توجه خواننده را به موضوع و فکر اصلی نوشته جلب کنند، فکر اصلی نوشته را پرورش دهند و اعلام نتیجه کنند. بر این اساس یک بند به سه نوع از جمله‌‌ها نیاز دارد: جمله اصلی، جمله پشتیبان و جمله نتیجه. جایگاه جمله اصلی در آغاز بند است. این جمله ادعایی را دربر دارد که بسط آن در پیش است. از سوی دیگر بدیهی است که جمله پیشتیبان پس از جمله اصلی می‌‌اید. جمله پشتیبان جمله‌‌ای است که جمله بنیادین را با توصیف، تمثیل، استدلال و یا ترکیبی از این‌‌ها بسط می‌‌دهد. این جمله به صورت اصلی یا فرعی خواهد آمد. جمله پشتیبان اصلی، یکی از نکات اساسی جمله بنیادین را بسط می‌‌دهد و پشتیبان فرعی، روشن‌‌تر نمودن حامی اصلی را در نظر دارد. پس از شناخت جایگاه جمله اصلی و پشتیبان می‌‌توان دریافت که جمله نتیجه، در پایان بند جای خواهد گرفت. جمله نتیجه از ریختن جمله اصلی در قالب کلماتی متفاوت و یا جمع‌‌بندی مطلب بدون ارائه موضوعی جدید به دست می‌‌اید. البته یک بند می‌‌تواند، جمله نتیجه را نیاورد و آن را به ذهن خواننده واگذارد. علاوه بر قرار گرفتن هر جمله در جایگاه خود، سنجیده بودن ساختار بند اقتضا می‌‌کند که جمله‌‌های یک بند با یکدیگر ارتباطی منطقی داشته باشند. ارتباط جمله‌‌ها به صورت خطی به رابطه هر جمله با جمله پیشین گفته می‌‌شود که انسجام بند را به دنبال دارد. از سوی دیگر ارتباط عمودی از رابطه هر یک از جمله‌‌های پشتیبان با جمله اصلی سخن می‌‌گوید. مرتبط بودن جمله‌‌های پشتیبان با جمله بنیادین نشان از وحدت موضوعی بند خواهد داشت. در مجموع، تنها زمانی می‌‌توان از ساختارمند بودن بند سخن گفت که هر یک از جمله‌‌های سه‌‌گانه در جایگاه خود قرار بگیرند و ارتباط خطی و عمودی میان آنان برقرار باشد. (برای فهم بهتر ساختار بند به نمودار شماره دو نظر کنید)

 در بحث بعدی بندشناسی، گستره یک بند بر اساس شیوه‌‌های بسط آن تبیین می‌‌شود. بسط هر بندی بر عهده جمله‌‌های پشتیبان آن بند است و کوتاهی و بلندی آن به پیچیدگی موضوع اصلی بند بستگی دارد. همان طور که در تعریف جمله پشتیبان آمد، عمل بسط با یکی از سه شیوه توصیف، تمثیل و استدلال و یا ترکیبی از این‌‌ها صورت می‌‌پذیرد.

 بسط توصیفی به دو صورت وجود دارد. یا یکی از واقعیت‌‌های جهان بر اساس حواس پنج‌‌گانه به تصویر کشیده می‌‌شود و یا مرحله‌های یک فرایند توصیف می‌‌گردند. در صورت اول آن‌‌قدر از ویژگی‌‌های شئ مورد توصیف سخن به میان می‌‌اید که تصویری کامل از آن چیز در ذهن خواننده ایجاد می‌‌شود. اما در صورت دوم مرحله‌‌های انجام یک کار یکی پس از دیگری و به صورت زنجیره‌‌ای یادداشت می‌‌شوند تا خواننده بتواند خود را در آن فرایند قرار دهد. به‌طور کلی در این شیوه، مطالب جالب و روشنگر در اختیار خواننده قرار می‌‌گیرد تا جمله بنیادین بند را دریابند.

 بسط تمثیلی با مثال زدن، جمله اصلی را برای خواننده مستند می‌‌نماید. این شیوه ممکن است با چند مثال کوتاه صورت بگیرد، یا با مثال مفصل روایی واحد و یا با یک مثال مفصل غیر روایی. بدیهی است که در صورت استفاده از چند مثال باید میان مثال‌‌ها ارتباط خطی و عمودی برقرار باشد. برای نمونه می‌‌توان با آوردن کلمات شمارشی، تکرار برخی از جمله‌‌ها، بهره‌بردن از کلمه‌‌های اضافه‌‌کننده و استفاده از کلمه‌‌های دلالت‌‌کننده بر آخرین مثال ارتباط خطی مثال‌‌ها را برقرار نمود. در تمثیل برای آزمودن ارتباط عمودی جمله‌‌ها یا وحدت موضوعی بند از کلمه "به عنوان مثال" و "مثلاً" بهره می‌‌گیرند. در چنین آزمونی اگر یکی از کلمه‌‌های یادشده میان جمله اصلی و هر یک از جمله‌‌های پشتیبان مثالی قرار بگیرد و معنای عبارت به‌هم نریزد، می‌‌توان از برقراری ارتباط عمودی میان جمله‌‌های آن بند مطمئن شد. بسط استدلالی با آوردن دلیل‌‌های گوناگون تلاش می‌‌کند تا خواننده را به پذیرش محتویات بند وا دارد. این شیوه به دو گونه انجام می‌شود، یا از جزء به کل می‌‌رسد و حالتی "استقرائی" دارد و یا از کل به جزء و با حالتی "قیاسی" صورت می‌‌پذیرد. استدلال استقرائی بر آن است که مجموع جمله‌‌های پشتیبان را دلیلی بر جمله اصلی قرار دهد. در چنین استدلالی، آزمودن ارتباط عمودی جمله‌‌ها با آوردن کلمه "زیرا" میان جمله بنیادین و هر یک از پشتیبان‌‌ها امکان می‌‌یابد. به این معنا که اگر ارتباط صحیح جمله با میانجی شدن کلمه یادشده همراه شود، وحدت موضوعی آن بند تایید می‌‌گردد. برخلاف استدلال استقرائی، نوع قیاسی آن در پی صحیح پنداشتن مجموع پشتیبان‌‌ها بر فرض صحت جمله بنیادین است. استدلال قیاسی با آوردن کلمه "در نتیجه" میان جمله اصلی و هر یک از جمله‌‌های پشتیبان، وحدت موضوعی بند خود را می‌‌سنجد. در این آزمون نیز همراه شدن ارتباط صحیح جمله‌‌ها با میانجی شدن کلمه یاد شده، از برقراری ارتباط عمودی میان جمله‌‌های آن بند خبر می‌‌دهد.

 بسط ترکیبی از دو یا چند شیوه به طور همزمان بهره می‌‌برد. چگونگی ترکیب شیوه‌‌های بسط از نوع سخن الهام می‌‌گیرد. شاید در بسط ترکیبی توصیف در ابتدا، تمثیل را در میان و استدلال در پایان بند قرار داده شود و در بسط ترکیبی پس از استدلال استقرائی به مثال روی آورده شود. به هر روی، بسط هر بندی خواه به صورت ترکیبی و خواه به صورت انفرادی از سبک و سیاق سخن بهره می‌‌برد و بر آن اساس گستره بند را معین می‌‌کند.

 در آخرین بحث بندشناسی از شمار بندها بر اساس جنبه‌‌های موضوع اصلی سخن می‌‌رود. این‌‌که در نوشته‌‌ای چند بند وجود داشته باشد، به مقدار مطالب هر نوشته و سبک و قالب آن بستگی دارد. شاید مقاله‌‌ای قصد پرداختن به یک جنبه موضوع را در نظر داشته باشد و شاید هم سخن از چند جنبه به میان اید. اما آن‌‌چه بسیار اهمیت دارد و وحدت و انسجام بند آن را اقتضا می‌‌کند، عدم اشتراک موضوعی بندها است و این‌‌که هیچ بندی نباید موضوع خود را به بندی دیگر ببرد. به هر جهت، به هنگام تعدد بندها برقراری ارتباط ضروری خواهد بود. چراکه خواننده باید انتقال اندیشه‌‌ای به اندیشه دیگر را دریابد و با آن همراه شود. ارتباط هر بندی با بند پیشین از همان راهکارهایی پیروی می‌‌کند که جمله‌‌ها از آن بهره می‌‌برند. برای نمونه، تکرار واژگان و عبارت‌‌های بند پیشین می‌‌تواند بین دو بند را ارتباط دهد. اما گاه شمار بندها آن‌‌قدر زیاد است که برای استحکام زنجیر متن، کلمه‌‌ها یا جمله‌‌ها ارتباط لازم را برقرار نمی‌‌کنند. در این صورت یک بند وظیفه ارتباطی را به عهده خواهد گرفت. بندی که تنها برای ارتباط بندهای پیشین و پسین می‌‌اید، "بند انتقالی" نام دارد. بند انتقالی ساختاری متفاوت از بندهای دیگر دارد. در این بند دو بخش وجود دارد که بخش اول آن از گفته‌‌ها سخن به میان می‌‌آورد و بخش دوم به ناگفته‌‌های مورد نظر اشاره می‌‌نماید. به هر جهت، می‌‌توان باور داشت که جنبه‌‌های سخن و سبک بیان آن‌‌ها شمار بندها را تنظیم می‌‌کند و در این میان بند، نقشی ارتباطی ایفا می‌‌نماید.

 

ساختار نتیجه‌‌گیری

آخرین بخش ساختاری مقاله پژوهشی، "نتیجه گیری" است. این بخش که آن را مقطع، خاتمه و یا جمع‌‌بندی نیز می‌‌نامند، پیام مطلوب مقاله را به خواننده باز می‌‌گوید. نتیجه‌‌گیری تنها زمانی متصور است که مطلب و موضوع اصلی نوشتار به حد کافی پرورانده شده، و خواننده انتظار بسته‌‌شدن پرونده موضوع را داشته باشد. بهتر است بخش پایانی از قالب‌‌های کلیشه‌‌ای و خسته‌‌کننده دوری کند و با عبارت‌‌های زیبا، دلنشین و گویا پیام خود را بیان نماید علاوه بر ویژگی‌‌های بالا، بند پایانی از رعایت ساختار بی‌‌نیاز نیست اما برخلاف ساختار بند مقدمه و متن، این بند ساختاری دو بخش دارد. بخش ابتدایی آن، ادعای اصلی نویسنده را به زبانی دیگرباز می‌‌گوید و صد البته از اشاره به نتیجه تمام بحث‌‌های متن دوری می‌‌نماید. در بخش بعدی، که از آن به خاتمه دهنده یاد می‌‌شود، یا به محرک آغاز سخن اشاره می‌‌کند و یا نکته‌‌ای جالب به نوشتار پایان می‌‌بخشد. در این راستا شاید بهره‌‌گیری از پرسشی زیبا و تأمل برانگیز، شاهدی مناسب و جهت دهنده و یا محرکی قوی بر ذهن خواننده، پایانی خوب را رقم زند و از تصریح دل آزار دوری کندبه طور کلی بند نتیجه پیام مطلوب نوشتار را همراه با نکته‌‌ای جالب به خواننده تقدیم می‌‌نماید. (برای شناخت مناسب‌‌تر ساختار بند نتیجه به نمودار شمار سه نگاه کنید) با شناخت ویژگی‌‌های هر یک از بخش‌‌های سه‌‌‌‌گانه مقاله پژوهشی و آگاهی از ساختار آن‌‌ها، به نظر می‌‌اید که طراحی الگوی یک مقاله و نگارش بر اساس آن الگو کاری دشوار نباشد. به دیگر بیان، برخلاف نوشتارهای بی‌‌ساختار که در فهرست اموات قرار می‌‌گیرند، مقاله‌‌نویسی بر اساس الگوی مشخص، می‌‌تواند بازار خوانندگان را در اختیار بگیرد و در برابر عرضه‌‌کنندگان غیر پژوهشی سر تسلیم فرود نیاورد و چون مقاله پژوهشی انواع گوناگونی دارد، قالب‌‌های رنگارنگی را نیز می‌‌طلبد تا از عرصه‌‌ رقابت‌‌های فشرده بازار، باز نماند. گرچه چگونگی الگوهای ساختاری انواع مقاله‌‌های پژوهشی هرچه باشد، از ساختار سه جزیی چنین نوشتارهایی گذر نخواهد کرد.

 

ویژگی های مقاله؛

همه مقالات، با تفاوت هایی که از نظر موضوع، زبان، بیان و ... با هم دارند، دارای ویژگی های مشترکی هستند که باید به آنها توجه کرد تا مقاله ای که قصد نگارش آن را داریم، علمی، فنی، مستدل، مستند و روشمند، نوشته و تنظیم شود و بتواند با اقبال عام روبرو شده و در ترازوی قضاوت اهل فن، وزین و گران قدر، جلوه کند.

آن ویژگی ها عبارتند از:

1- مقاله باید آغاز و پایان مناسبی داشته باشد.

2- برای مقصود و هدف خاصی نوشته شود.

3- زبان و بیان آن، بی ابهام و بی پیرایه باشد.

4- لحن مقاله، دلنشین و رسا باشد.

5- مقاله – در صورت لزوم – برای تاثیر در خواننده از تصاویر مناسبی برخوردار باشد.

6- جملات و عبارات به نثر معیار فارسی فصیح و با اسلوب صحیح، نگارش یافته باشد.

7- از توهین و تمسخر، چاپلوسی، غرض ورزی و کار بد الفاظ نا مناسب و رکیک به دور باشد.

8- صمیمیت و صداقت، ایمان و اعتقاد به چاپ آن چه نوشته می شود، در سر تا سر نوشته موج زند.

9- فصل های اصلی و فرعی آن به خوبی تهیه شده باشد.

10- انتخاب عنوان مناسب و پایان بندی جذاب و مرتبط با موضوع بر حسن تاثیر مقاله می افزاید.

11- مطالب تکراری نداشته باشد و در کوتاه ترین عبارات، مفاهیم را منتقل کند.

 

 منابع

1.      بابایی، رضا، پیش‌‌شرط‌‌های پژوهش در علوم دینی، (قم: مرکز فعالیت‌‌های پژوهش‌‌های قرآن و عترت، 1378) .

2.      حافظ نیا، روش تحقیق در علوم انسانی، انتشارات سمت، 1385

3.      حری، عباس، ایین نگارش علمی، (تهران: دبیرخانه هیئت امنای کتاب‌‌خانه‌‌های عمومی کشور، 1378).

4.      حسینی، ابوالقاسم، بر بال قلم، (قم: ظفر، 1383).

5.      سمیعی، (گیلانی)، احمد، آئین نگارش، (تهران: نشر دانشگاهی، 1370)

6.      طوسی، بهرام، هنر نوشتن و مهارت‌‌های مقاله نویسی، (مشهد: آروین، 1369)

7.      فیروزبخت، مهرداد، «چگونه گزارش تحقیقی بنویسیم؟»، پژوهش و سنجش، ش19و20، ص164 ـ 165.

8.      ماحوزی، موحدی، گزارش نویسی و آئین نگارش، (تهران: اساطیر، 1377) .

9.      محبوب، محمد جعفر و فرزام‌‌پور، علی‌‌اکبر، فن نگارش یا راهنمای انشاء، (ایران: اندیه، 1355).

10.  وزین‌‌پور، نادر، بر سمند سخن، (تهران: فروغی، 1380)، ص144 ـ 141 .




شنبه پنجم اسفند 1391
م : ن : حسین طالب نژاد

به او...

افسار دلم دست خدا بود چنین شد!
ای وای اگر دست خودم بود چه می‌شد ؟

مقصود دلم مهر و وفا بود چنین شد!
گر قصد دلم جور و جفا بود چه می‌شد ؟ …

زندگی
همیشه که اینجور پیچ و تاب نخواهد داشت
بد نیست گاهی هم دستی به موهایت بکشی
بایستی
کنار پنجره
و با درخت و باغچه
صحبت کنی

پنهان نمی‌کنم
که پیش از این سطرها
دوستت دارم را می‌خواسته‌ام بنویسم …

حالا کمی صبر کن
بهار که آمد
فکری برای تو
و سطرهای پنهان خودم خواهم کرد !

**مسافرتنها**




چهارشنبه دوم اسفند 1391
م : ن : حسین طالب نژاد

درسی از "بیل گیتس"

بعد از خوردن غذا بیل گیتس 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت داد. پیشخدمت ناراحت شد.

بیل گیتس متوجه ناراحتی او شد و پرسید: چه اتفاقی افتاده؟

پیشخدمت گفت: من متعجب شدم بخاطر اینکه پسر شما که در میز کناری نشسته 50 دلار به من انعام داد اما شما که پدر او هستید و پولدارترین انسان روی زمین، فقط 5دلار انعام می دهید!


گیتس خندید و گفت:

او پسر پولدارترین مرد روی زمین است اما من پسر یک نجار ساده ام.

 

**مسافرتنها**