شارژ ایرانسل

فال حافظ


چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳
م : ن : حسین طالب نژاد

بهاريه ي من....

siamak1992.blogfa.com

 

ساقیا آمدن عید مبارک بادت*

 

 اسفند هم داره تموم می شه

بهار همین نزدیکی هاست

از بچگی عاشق حال و هوای نوروز و روزای آخر سال بودم

عید که می اومد یه حااااااالی داشتم

یه حالی می شدم

خرید لباس و کفش نو

(شما بخونید طعم لواشک فقر غرور !!)

خونه تکونی مامانو زیادی دوست داشتم!!

هنوز که هنوزه لحظه شماری می کنم

برای تخم مرغ های رنگ کرده مامان!!

واااااای خدایا چرا زود بزرگ شدم!

.....

دوستان همراه "مسافر تنها"!

یه سال دیگه هم گذشت

و

بهار خیلی زودتر اومد!

شاید نتونم تو تعطیلات عید

بهتون سر بزنم !

از اینکه یه سال دیگه همراه تنهاییهای من

بودید و گهگداری

به کلبه تنهایی من سر می زدید

روی گلتونو می بوسم...

و حرف آخر سالی من :

بهار یک نقطه دارد

ملتمسانه امیدوارم نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد

سال نو مبارک

 

**مسافر تنها**




پنجشنبه دوم بهمن ۱۳۹۳
م : ن : حسین طالب نژاد

... یادمان رفت !!

 

کنار برکه ، دریا یادمان رفت...
نوشتن با الفبا یادمان رفت...
و باران با ترانه باز بارید...
ولی گیلان زیبا یادمان رفت...
معلم آمد و ما پیش پایش...
دگر برپا و برجا یادمان رفت...
به قدری حرمت بابا شکستیم...
که مشق آب بابا یادمان رفت...
به ما تکلیف نوروزی ندادند...
که طعم سیب حالا یادمان رفت...
پس از طوفان به ساحل چون رسیدیم...
به سرعت ناخدارا یادمان رفت...
قطار و ریل و پطروس،سد و انگشت...
چه شد ما ریزعلی ها یادمان رفت...
میان جمع ما یک مرد کم بود...
ولی تقسیم و منها یادمان رفت...
همیشه منتظر بودیم اما...
نگفتیم آنقَدر تایادمان رفت...
سر صف ها دعای عهد خواندیم
ولی صاحب زمان را یادمان رفت....
شکستیم عهد و پیمان با دل خویش....
چه شد تصمیم کبری یادمان رفت...

*مسافرتنها*




پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳
م : ن : حسین طالب نژاد

شب اول قبرچه سئوالاتی می پرسند؟+پاسخها

2192966578752746689

امير المؤمنين علی(ع) مي فرمايند:زماني كه ميت را داخل در قبر مي كنند خداوند دو ملك به سراغ او مي فرستد.

امير المؤمنين مي فرمايند :زماني كه ميت را داخل در قبر مي كنند خداوند دو ملك به سراغ او مي فرستد.(اسم آنها منكر و نكير است )اول چيزي كه از آن سؤال مي كنند از پروردگارش است ، سپس ازپيامبر و بعد از آن از امام و ولي او سوال خواهند نمود .

پس از آنكه ميت را در قبر گذاشتند و با خاك رويش را پوشاندند باذن الهي دو فرشته از جانب خدا ، به صورت هولناك و وحشت انگيز وارد قبر مي شود. آن دو فرشته به فرموده امير المؤمن : موي بدنشان آنقدر بلند است كه روي زمين كشيده مي شود و با انياب خود زمين را مي شكافند ، صدائي دارند چون رعد قاصف ، ديدگاني چون برق خاطف ، برقي كه چشم را مي زند ، ميت را مورد سوال قرار مي دهند .لحظات هولناك ، وحشتناك ، سخت و كمر شكن براي ميت آغاز مي شود . سعادتمند كسي است كه در دنيا مؤمن بوده و با انجام اعمال نيك توشه و آذوقه براي آخرت مهيا كرده باشد . اولين سوال قبر درباره پروردگار بي همتاست خواهد بود‌:

پروردگارت چيست ؟ اگر ميت مؤمن باشد و از بندگان خاص خدا در جواب كلمه طبية

( لا اله الا الله ) به زبانش جاري خواهد شد و اگر مؤمن نباشد زبانش بند خواهد آمد و پس از آن دچار عذاب الهي خواهد شد .

دومين سؤال دربارة رسول خدا (ص) پرسيده مي شود : پيغمبرت كيست ؟ سبك بال آن كسي است كه در پاسخ بگويد :(اشهد ان محمداً رسول الله ) .

سومين سوال از ولي و امام هر كس خواهد بود . چه كسي را پيشوا و امام و رهبر خويش قرار دادي ؟‌سعادتمند كسي آن كسي است كه بگويد اشهد ان امير المؤمنين علياً ولي الله ؛ اگر ميت توانست به اين سوالات پاسخ صحيح بگويد ،قبر او تا آنجا كه چشمش كار كند گشاده خواهد شد و دري از درهاي بهشت را برويش باز مي كنند و به وي مي گويند :

با ديدة روشن و با خرسندي خاطر بخواب آن طور كه جوان نورس و آسوده خاطر مي خوابد و اين دعاي خير همان است كه خداي تعالي درباره اش فرمود : (بهشتيان آن روز بهترين جايگاه و زيباترين خوابگاه را دارند )

البته پاسخ به سوالات خيلي سخت خواهد بود و دشمن بزرگ انسان يعني شيطان هم در قبر هم بيكار نخواهد نشست و انسان را آنجا هم رها نكرده و همواره سعي در گمراهي و انحراف خواهد نمود ، كسي كه در دنيا مطيع شيطان بوده زبانش بند خواهد آمد و به اين سوالات نخواهد توانست پاسخ بگويد يعني (اگر ميت دشمن پروردگارش باشد ، فرشته اي بصورت زشت ترين صورت و جامه و بدترين چيز نزدش مي آيد و به وي مي گويد :

بشارت باد تو را به ضيافتي از حميم دوزخ ، جايگاه آتشي افروخته و او نيز شوينده خود را مي شناسد و حايل خود را سوگند مي دهد كه مرا به طرف قبر مبر و چون داخل قبرش مي كنند ، دوفرشته ممتحن نزدش مي آيند و كفنش را از بدنش انداخته ، مي پرسند :پرورگار تو و پيغمبرت كيست ؟ و چه ديني داري ؟

مي گويد : نمي دانم .

مي گويند :هرگز نداني و هدايت نشوي پس او را با گرزي آنچنان ني زنند كه تمامي جنبنده هايي كه خدا آفريده ، به غير از جن و انس همه از آن ضربت تكان مي خورند .

آنگاه دري از درهاي جهنم برويش باز نموده ، به او مي گويند :
بخواب با بدترين حال ، آنگاه قبرش را آن قدر تنگ مي شو كه بر اندامش مي چسبد ، آنطور كه نوك نيزه به غلافش بطوريكه دماغش يعني مغز سرش از بين ناخن ها و گوشتش بيرون آيد و خداوند مار و عقرب زمين و حشرات آن را بر او مسلط مي كند تا نيشش بزنند و او بدين حال خواهد بود ، تا خداوند از قبرش مبعوث كند ، در اين مدت آنقدر در فشار است كه دائماً آرزو مي كند كاش مي شد كه قيامت قيام كند .

پس طبق همین روایات میتوان سوالات را در 13 ردیف دسته بندی کرد...

از خدا، از پیامبر، از دین، از کتاب، از امام، از عُمر، از اموال، از دوستان، از قبله، از نماز، از زکات، از حج، از روزه.

پاسخ این سؤالات چیست؟خدا

پاسخ: سؤال سختی هست! خدای من همان خدایی است که خدایی جز او نیست. همان خدای رحمان و رحیم. همان خدایی که من را خلق کرد و به من روزی داد و مرا تنها نگذاشت.

پیامبر 

پاسخ: حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله

دین

پاسخ: دین مبین اسلام

کتاب

پاسخ: قرآن کریم

امام

پاسخ: امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام؛ به همراه یازده تن از فرزندان پاک ایشان علیهم السلام.

عُمر (عُمرمان را در چه راهی فانی کرده‌ایم؟)

پاسخ: حدود 18 سال درس خواندم. مدرک گرفتم. رفتم سرکار برای کسب روزی حلال. عبادت خدا هم انجام دادم. به مردم خدمت کردم. با اهل خانواده خوش اخلاق بودم. جای شما خالی به زیارت معصومین علیهم السلام رفتم. به فقیران تا جایی که توان داشتم کمک کردم.

اموال (اموالمان را در چه راهی خرج کرده‌ایم؟)

پاسخ: هزینه های زندگی را پرداخت کردم تا خانواده‌ام راحت‌تر زندگی کنند. پول مدرسه بچه‌ام را دادم. برایش عروسی گرفتم. (به صورت مجاز) بخشی از پولم رو صرف تهیه مسکن کردم و یک عمر به صاحب خانه اجاره دادم!

دوستان (با چه کسانی دوست بوده‌ایم؟)

پاسخ: با آدم‌های خوبی دوست بودم. اهل نماز و روزه و خمس بودند.

قبله

پاسخ: کعبه

نماز

پاسخ: از همان اول سن تکلیف، نمازهایم را خوانده‌ام. گاهی قضا شدند و گاهی یادم رفت. اما این اواخر سعی کردم قضای آن‌ها را بخوانم.

زکات

پاسخ: پرداخت کرده‌ام

از حج

پاسخ: مستطیع بودم و رفتم. (یا مستطیع نبودم و نرفتم با اینکه خیلی دوست داشتم بروم)

روزه

پاسخ: از همان روز اول، همه‌ی روزه‌هایم را گرفتم

*سؤالات فوق به سه دسته تقسیم می‌شوند:

1ـ سؤالات اعتقادی: خدا، پیامبر، دین، کتاب، امام، قبله

2ـ سؤالاتی که مرتبط با اعمال هستند؛ این سؤالات خودشان دو دسته هستند:

الف) اعمال ثابت و روزانه یک مسلمان:

نماز، زکات، حج، روزه

ب) اعمالی که مرتبط با روش زندگی ما هستند:

دوستان، اموال، عُمر

شاید بتوان گفت که با یک زندگی عادی و بدون مشقت، 10 سؤال از سؤالات فوق را بتوانیم به راحتی پاسخ دهیم. (دسته اول و دوم)

به نظر میرسد دسته سوم سؤالات هستند که افرادی مثل من، در پاسخ دادن به آن با مشکل مواجه هستند. مخصوصاً سؤالی که در مورد «عُمر» پرسیده می
‌شود.




دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳
م : ن : حسین طالب نژاد

به نقل از سايت فرمانداري شهرستان عباس آباد تنكابن

شبکه های اجتماعی و ماهواره ای در پی تخریب بنیان خانواده ها هستند

تاریخ 04 آذر 1393 ساعت 08:46:38
منبع: روابط عمومی فرمانداری شهرستان عباس آباد
کد خبر: 006687
کارشناس ارشد مدیریت فرهنگی، فعالیت شبکه های اجتماعی و ماهواره ای را هدفمند خواند و گفت: شبکه های اجتماعی و ماهواره ای در پی تخریب بنیان خانواده ها هستند.

شبکه های اجتماعی و ماهواره ای در پی تخریب بنیان خانواده ها هستند

به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان عباس آباد ' حسین طالب نژاد ' روز دوشنبه در همایش گفتمان دانشجویی طرح ' تبسم مهر ' با موضوع مدیریت فرهنگی سبک زندگی در مرکز آموزش کشاورزی سلمانشهر شهرستان عباس آباد اظهار داشت: دشمن در جنگ نرم در تدارک یک جنگ تمام عیار اجتماعی است تا با بهره گیری از شبکه های اجتماعی و ماهواره ای بتواند در سبک زندگی اقشار جامعه تاثیر گذاشته و براساس منافع خویش از شرایطی که با این تغییر ایجاد می شود به منافع خویش برسد.

وی تصریح کرد: سبک زندگی که از سوی این شبکه ها با هزینه بسیار زیاد و به صورت مجانی در بین مردم ایران تبلیغ می شود مبتنی نگاه غیر دینی بوده و سود و لذت را محور زندگی نشان می دهد.

او ادامه داد: این در حالی است که حتی مسوولان کشورهای غربی، خود این سبک زندگی را برای خانواده خود نمی پسندند زیرا اندیشه و رفتار به این روش، مهمترین نیاز انسان که همانا آرامش است ، دست نایافتنی خواهد شد.

این کارشناس مسایل فرهنگی گفت : این شبکه ها با ظرافت خاصی نخست آنچه را که شما از آن می خواهید ، ارائه می دهند ولی با برنامه ریزی و حرکت خیلی آرام و بلند مدت به آن جا ختم می شود که تامین کننده اهدافشان، یعنی رواج بی بندباری و از بین رفتن کانون خانواده است.

استاد دانشگاه مازندران با اشاره به وجود حدود سه هزار شبکه ماهواره ای که به صورت مجانی برای مردم ایران پخش می شود، گفت : 32 میلیون دلار فقط هزینه دوبله شبکه ماهواره ای فارسی وان است و این شبکه بر روی بهترین فرکانس ماهواره قرار می گیرد تا به ترویج خیانت و روابط آزاد جنسی بپردازد.

طالب نژاد افزود: متاسفانه هم اکنون طلاق عاطفی در بعضی از خانواده ها دیده می شود که باید با افزایش آگاهی مرد و زن همدیگر را بهتر درک کرده و خود مراقبتی از خود و بنیان خانواده را افزایش دهند.

وی آموزش و افزایش آگاهی اقشار مختلف جامعه را لازمه برخورد با توطئه دشمنان در جنگ نرم دانست و خواستار همکاری و مساعدت همه مردم و مسوولان و دستگاه های متولی امر برای برگزاری همایش ها، آموزش، تحقیق و پژوهش برای ایجاد فضای روشن و آگاه برای همه آحاد مردم شد.

در این همایش تعدادی از دانشجویان در یک فضای صمیمی و سالم به طرح سووال پرداختند و جواب های مورد نظر خویش را نیز دریافت کردند و به دانشجویان نمونه نیز جوایزی اهدا شد




دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳
م : ن : حسین طالب نژاد

"قدرت كلام"

 

 

*** اولين دوره كارگاه آموزشي "قدرت كلام" و " فن بيان و سخنوري" و "مديريت استرس - اضطراب " 

نوشهر - پاييز 1393




سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۳
م : ن : حسین طالب نژاد

برای روز تولدم..

به حساب ِتقویم دیواری خانه ، فردا 5 آذراست... روز تولدم...... ده سال ، بيست سال ، سي سال ،... از روزي كه مادرم لمس بودنم را حس كرد مي گذرد....سالش برایم مهم نیست ....اما روزها چه زود غبار كهنگي مي گيرند... انگار همين روزهاي گذشته نزديك بود كه.... هنوزخورشيد 5 آذر سرنزده بود كه گریه های "من" ،اهالی همیشه بارانی ام  در روستای کاسه گرمحله بابلسر  را بیدارکرد.....پیش ازآنکه ماه به پیشانی ام بیفتد پدر و مادرهميشه دوست داشتني ام عشقي رابه گردنم انداختند كه تا امروزهمراه هميشگي من است... ازکودکی ام ، دنیای پر از شیطنت ،طعم لواشک فقر غرور، دستان همیشه خسته ومهربان پدر ونگاه همیشه منتظر ودوست داشتنی مادر را خوب به خاطر دارم....هنوز 10 سالم نشده بود که 19 روز وشب ،  میهمان بیمارستان جرجانی تهران شدم!.... از آن روزها که گویی چند ساعتی از آن گذشته ، واژه تلخ غربت و حس دنیایی ناشناخته هنوز که هنوز است آزارم می دهد!.... در این میان فداکاری جوانی جانباز که نامش حیدری بود وبا اهدا خون ، حیاتی دوباره به من داد را هیچ وقت فراموش نمی کنم!....بعد ها که بزرگ وبزرگتر شدم و  برای تحصیلات عالیه گذرم به تهران افتاد خاطرات اون سالها رهایم نمی کرد.!.....

......

نمي خواستم روز تولدم  پا در سرزمين خاطراتي بگذارم كه يادآوريش خيلي برايم  سخت است... یادم می آید اون روزها همه به من مي گفتند:(( بزرگ که شدی یادت میره))....و حال من سال هاست كه بزرگ شده ام! ....آنقدر که دیگر زخم سر زانوانم  كه نه... جای يادگاري هم بازی كودكيم ! را هنوزاز یاد نبرده ام ...ولي چه زیبا از یادم رفت تمام غم های آن روزها و امروز چه شیرین یاد می کنم از آن ...و  باز هم امروزدر آرزوی همان روز های خالی از غم...روزهایی که درد معنایش برآورده نشدن خواسته ی کوچکم بود...و حال چه قدر آرزو می کنم!!!....آن لکه ی سیاه روی .... را که حاکی از دعوایی کودکانه بود...و  امروزمن هنوز همان "مسافر تنهای 53" هستم... آنقدر قد كشيده ام كه مادرم هنوزم كه هنوز است برايم همان اسپند هاي كودكيم را دود مي كند...شدم يه معلم دانشگاه و اون همه همكلاسي هاي جواني كه به دعاي مادرم رفقاي  خوب زندگيم شدند...

و امروز روز تولدم هست... زمان به سرعت در حال سپری شدن است... امروز آغازی است بر یک پایان دیگر ، امروز تولدی دیگر از چندین تولد دیگرم هست... به قول استاد فقيدم زنده ياد قيصر امين پور: تا نگاه مي كني وقت رفتن است ... وناگهان چقدر زود دير مي شود... پس از امروزشما هم برايم دعا ي دو چندان و شاید سه چندان كنيد تا خود خود خود خدا قد بكشم !!!

….

وشما دوستان هميشه همراه "مسافرتنها" ، شماهايي كه از دست نوشته ها كه نه ، از دل نوشته هايم تنها بخشي از اين همه زندگي پر فراز و نشيبم را به ياد مي آوريد به ياد داشته باشيد كه " وقتي روز بدي داريد هميشه به يادتان باشه كه كسي ديگر روز بدتري داشته ... پس شكرگزار داشته هايتان باشيد... " .... همين و بس!!

راستي تا يادم نرفته از همه عزيزان خوب زندگيم كه روز تولدم من را شرمنده مهر و مهربوني و محبتشون كردند خيلي خيلي ممنونم...

** مسافرتنها**

 




شنبه سوم آبان ۱۳۹۳
م : ن : حسین طالب نژاد

"نکاتی درباره مدیریت پول جهت ثروتمند شدن"

نکاتی درباره مدیریت پول جهت ثروتمند شدن

نکاتی درباره مدیریت پول جهت ثروتمند شدن

آدم های پولدار میانگین هوشی بالاتری نسبت به سایر افراد ندارند، اما انتخاب های آنها در مورد نحوه خرج کردن پول و صرف زمان با بقیه افراد فرق می کند. بر اساس نوشته های دکتر توماس استنلی در کتاب "ذهن میلیونر"، ۵ "عامل موفقیت" وجود دارد که ۸۰% از سرمایه داران بزرگ دنیا با آن موافق هستند و جزء اصلی ترین عوامل رسیدن به موفقیت به شمار می روند. دو نمونه از این عوامل به شرح زیر می باشند:
۱) انضباط – کنترل فردی
۲) سخت کوشی – بیش از سایرین
خوب به هر حال هیچ یک از این دو مورد کارهای جالبی به نظر نمی رسند و با برنامه های تبلیغاتی که شعار "با شرکت در مسابقه ما یک میلیون دلار می برید" همخوانی ندارند؛ اما به راستی تا کنون به این مطلب فکر کرده اید که چگونه می توانید پولدار شوید؟ البته منظور من پولدار شدن های یک شبه نیست، بلکه پولدار شدن از طریق برنامه ریزی می باشد. به خواندن ادامه دهید تا ببینید از همین امروز چه کارهایی میتوانید انجام دهید تا فردا پولدارتر شوید.
● درس اول: داستان پولی خود را بازنویسی کنید
همه ما برای خود داستانی در مورد پول هایمان داریم که من به آن "نقشه پولها" میگویم. این درست همان راهی است که شما در ذهن برای خود خلق کرده و به صورت ناخودآگاه در زندگی آنرا دنبال می کنید. این نوع طرز تفکر می تواند شما را به پول نزدیک تر کرده و یا از آن دورتر کند. برای بیشتر ما که همیشه در طول زندگی خود عباراتی نظیر: "ما قدرت خرید آنرا نداریم" ، "من که پول چاپ نمی کنم" ، "هیچ کسی نیست که هم پولدار باشد و هم خوشحال" را از زبان اطرافیانمان می شنویم، به این نتیجه می رسیم که پس انداز پول کار دشواری است؛ اما نباید با این طرز تفکر غلط برای خود محدودیت ایجاد کنید و میزان سپرده حسابتان همیشه زیر صفر باشد. باید نوعی بازبینی مجدد بر روی دخل و خرج خود داشته باشید. باید تمام تصورات غلط را در ذهن خود دور بریزید و خودتان را از نظر اقتصادی مستقل کنید.
نحوه تفکر خود بر روی پول و افراد پولدار را تغییر دهید. دکتر "هارو اکر" نویسنده کتاب: "اسرار ذهن میلیونر" معتقد است که باید به برخی چیزها اعتراف کنید.
● حالا چرا اعتراف و نه اثبات؟
بر اساس فرهنگ لغت اعتراف یعنی: "پذیرفتن یک بیانیه و یا موقعیت با میل و رغبت باطنی"
بنابراین اگر در زندگی خود به دنبال موفقیت هستید، باید داستان پول های خود را بازبینی کرده و آن را از نو بازنویسی نمایید. شاید در نگاه اول این امر قدری دشوار به نظر برسد، ولی آیا می خواهید قدری کارهای دشوار انجام دهید و پولدار باشید و یا نه ترجیح می دهید راحت طلب و بی پول باشید؟
● درس دوم: هوس پول خرج کردن را محدود کنید
بر اساس آمارهای بدست آمده، هر دانشجو در حدود دو میلیون ریال به صندوق های قرض الحسنه بدهکار است و این رقم پس از فارغ التحصیلی به ۵ میلیون ریال نیز میرسد. از آنجایی که سود وام ها اغلب زیاد می باشد هر چقدر بیشتر در پس دادن آنها تعلل کنید، مجبور به پرداخت هزینه های بیشتری خواهید شد.
بهتر است تا آنجایی که می توانید بر روی باز پرداخت وام های خود تمرکز کنید و سعی کنید میزان سپرده کلی خود را تا آنجایی که می توانید افزایش دهید.
با این کار اعتبار خود را در بانک ها افزایش می دهید. اعتبار هم ربطی به میزان پول نقدی که در حساب خود خوابانده اید ندارد، به طور معمول، کمترین میزان پرداخت شما در هر ماه می تواند ۴% از کل بدهیتان را در بر بگیرد. اگر قرار باشد ۵ میلیون تومان را در ۱۸ نوبت پرداخت کنید، می توان گفت که تقریباً با ماهی دویست هزار تومان به راحتی می توانید این کار را انجام دهید. شاید مدت زمان بسیار زیاد برای انجام دادن این کار احتیاج باشد، اما پس از اینکه حساب خود را تصفیه کردید، اعتبار بالایی نیز از آنتان خواهد شد و به هر حال میزان بازپرداخت هم زیاد نبوده و اصلاً متوجه هم نخواهید شد.
● درس سوم: پس انداز کردن هر یک تومان
درس اول و دوم به راحتی به شما کمک می کنند که درس سوم را بتوانید به درستی انجام دهید. طبق ارزش های پولی و مالی می توان اظهار داشت که هر هزار تومانی که امروز پس انداز کنید، در آینده می تواند ارزش بسی بالاتری داشته باشد. اگر شما تصمیم جدی در پس انداز کردن پول هایتان گرفته اید، باید به خاطر داشته باشید که این شما هستید که باید به آنها بگویید که کجا بروند نه اینکه تعجب کنید که آنها خودشان کجا می روند! و اگر هم در حال حاضر برنامه ای برای سرمایه گذاری پول هایتان ندارید، بهتر است فعلاً یک حساب پس انداز موقتی باز کنید.
همچنان که شما به نحوه پس انداز پول هایتان فکر می کنید، باید به این نکته توجه داشته باشید که روزها، هفته ها و ماهها در حال سپری شدن است. پول شما می تواند در طول این مدت برایتان کار کرده و سود بسیار زیادی را عایدتان کند. حتی اگر ۵۰ یا ۱۰۰ هزار تومان هم دارید، اصلاً مهم نیست، تنها نکته مهم که باید به خاطر داشته باشید این است که تعلل بیش از اندازه به هیچ وجه جایز نمی باشد.

**مسافرتنها**




شنبه پنجم مهر ۱۳۹۳
م : ن : حسین طالب نژاد

* به بهانه برگزاری کارگاه آموزشی "قدرت کلام" ....

... پنجشنبه هفته گذشته فرصتی دست داد تا  تدریس کارگاه آموزشی "قدرت کلام"- فن بیان و سخنوری - اصول و فنون مذاکره و مدیریت استرس و اضطراب را در مجمع عالی نخبگان استان مازندران را برعهده بگیرم .... کلاسی که از صبح شروع شد و تا عصری ادامه داشت...سوای از فضای بسیار صمیمانه و دوست داشتنی مجمع - کار شایسته شورای مرکزی مجمع در برگزاری چنین کارگاه هایی که به دور از هرگونه هیاهوی سیاسی و... برگزار می شه قابل تقدیر و ستایش است....

روز بسیار خوبی را با جمعی از فرهیختگان گذروندم...!! قول دادم بهشون که اینجا هم حرف هایی از اون دست بزنم...!!                                                        **مسافرتنها**

 

                                                                     

چگونه کمتر حرف زدن و خوب گوش کردن را تمرین کنیم!!

همه می خواهند که حرفایشان شنیده شود. هیچ اشکالی ندارد که عقاید و احساسات خود را با افراد دیگر در میان بگذاریم. البته بیان عقاید، زمانی که بیش از اندازه باشد، برای طرف مقابل آزاردهنده و یا خجالت آور خواهد بود. یکی از مهم ترین راه های یک دوست یا سخنور خوب بودن، خوب گوش کردن است. 
 
۱

چگونه راه حلی برای مشکل تان بیابید. اگر به این نتیجه رسیده اید که زیاد صحبت می کنید و می خواهید راهی بیابید تا از حرف زدن خود بکاهید، اینگونه فکر نکنید که “خب درسته، من مشکل دارم؛ ولی نمی تونم مشکلمو حل کنم”. اگر یادگرفتن مسائلی پیچیده، چون نواختن ساز، بازی کامپیوتری، آشپزی، باغبانی و کارهایی از این دست برای شما شدنی است، مطمئن باشید از پس این کار هم بر می آیید.

۲

به صورت هوشیارانه، برای بیشتر گوش دادن و کمتر حرف زدن، تلاش کنید. گوش دادن به این معنی است که به طرف مقابل و صحبتی که می کند، اهمیت می دهید. مردم یک شنونده خوب را همیشه می ستایند، چرا که جالب است بدانید که همه عاشق این هستند که از خودشان برای کسی دیگر صحبت کنند. هیچ موضوعی مهم تر و جالب تر از خودشان وجود ندارد که دوست داشته باشند در مورد آن صحبت کنند. به یاد داشته باشید که اگر به آنها اجازه صحبت دهید (سوالی بی انتها بپرسید، حرف او را قطع نکنید، با زبان بدن او تعامل داشته باشید و با او تماس چشمی داشته باشید) و البته سوالاتی که در این باب پیش می آیند از او بپرسید. خواهید دید که با صحبت کم، آنها شما را سخنوری زیرک و باهوش می پندارند. اغلب تصور می کنند که حرف زدن زیاد، نشان از زیرکی و سخنور بودن است. به عنوان مثال، اگر یک مهمان غذایی که یک تنه، نیمی از غذایی که برای چند نفر است را خودش بخورد، آیا شما او را مهمان خوبی قلمداد می کنید؟ مطمئنا او را مهمان خوبی نمی دانید و بیشتر او را بی ادب، خودخواه و کسی که مبادی آداب رفتار نمی کند، می دانید.

۳

تمام ساعات سکوت را لازم نیست پر کنید. این موضوع بیشتر در بین یک گروه از افراد اتفاق می افتد. مکث معمولا زمانی است که فرد دیگر در حال فکر کردن می باشد و البته ممکن است زمانی برای تاکید روی عبارتی خاص یا موضوعی باشد. بعضی ها اینگونه اند که زمانی را ساکت می مانند تا فکر کنند و بعد به سوال دیگر پاسخ دهند. اینگونه نیست که بین هر سکوتی باید شما صحبت کنید؛ با پریدن بین صحبت دیگران، رشته افکار آنان را پاره خواهید کرد. ۵ ثانیه صبر کنید و اگر دیدید که کسی صحبت نکرد، با ایراد یک پرسش، و نه نظر، دیگران را به حرف درآورید.

۴
 
لازم نیست همه موضوعات کم اهمیت حاشیه ای را در زمان توضیح مساله ای به زبان آورید. می توانید مثل یک سخنرانی دانشگاهی صحبت را شروع کنید و یا به جای آن، خلاصه ای از موضوع را ارائه دهید و یا اینکه پرسش مستقیم آنان را پاسخ دهید و منتظر بمانید و ببینید که آیا طرف مقابل، از شما اطلاعات بیشتری می خواهد یا خیر. اگر اطلاعات بیشتر بخواهند، از شما سوال می کنند. در غیر این صورت، حرف تان را با یک آها و یا تکان دادن سر، تایید خواهند کرد.

۵
 
یک مکالمه خوب مثل یک رالی به سمت عقب و جلو است. اگر کسی سوالی از شما پرسید (برای مثال، تعطیلات را چگونه گذراندی؟)، بعد از اینکه در مورد سفر و تجربه تان پاسخ دادید، باید به طور خلاصه و مربوط صحبت کنید. سپس شما همین سوال را (مثلا، شما چطور؟ قصد ندارین به مسافرت یا جایی برین؟ یا خب این از من، تعطیلات شما چطور بود؟ خانم بچه ها چطورن؟) از طرف مقابل بپرسید.

۶

بی دلیل اسمی را در مکالمه نیاورید. اگر دوست تان علی، در همسایگی شما را نمی شناسد، در مکالمه خود بگویید که همسایمون، علی و یا اینکه در جمله بعدتان، توضیحی درباره آن شخص بدهید. ذکر نام ناآشنا، شنونده را سردرگم می کند.

۷

آرام و شمرده صحبت کنید. امروزه با پیشرفت تکنولوژی، بیشتر افراد عادت به سریع حرف زدن پیدا کرده اند. بعضی ها هم وقتی خیلی تحت تاثیر قرار می گیرند، ممکن است سریع و یک نفس صحبت کنند و ممکن است فراموش کنند که مکالمه، صحبتی دوطرفه است. این یک خودخواهی محض است. باید به ذهن سپرد که آرامش خود را حفظ کن. نفسی عمیق کشیده و بعد خبر یا اطلاع جالبی را که می خواهید، به دوست تان منتقل بسازید. به طور خلاصه، قبل از حرف زدن، درست فکر کنید. راستش را بخواهید، قضیه خاصی که دارید تعریف می کنید، وقتی جالب خواهد بود که قبل آن درست فکر کنید و آن را آرام بیان کنید.

۸
 
اگر هیچ چیزی را یاد نگرفتید، لااقل یاد بگیرید که در میان صحبت دیگران نپرید. باید یاد بگیرید که چگونه در صحبت کردن نوبت دیگران را رعایت کنید و بین حرف آنها نپرید.

۹
 
علت و معلول را در نظر بگیرید. از خود بپرسید که چرا اینقدر پرگو هستید. آیا کمتر شنیده می شوید؟ آیا در کودکی نادیده گرفته شدید؟ آیا حس بی لیاقتی در خود می بینید؟ آیا همیشه از زمان عقب هستید و در صحبت کردن عجله می کنید؟ همیشه الگوی صحبت کردن خود را مانیتور (آنالیز) کنید. در صورتی که تند صحبت می کنید، کمی آرام تر صحبت کنید.

۱۰

یاد بگیرید که خود را به شیوه ای سرگرم کننده توصیف نمایید. می توانید موضوع را به صورت یک داستان بیان کنید تا برای طرف مقابل جالب به نظر برسد. مختصر و مفید بودن مکالمه تان یکی از نکات کلیدی در مکالمه است. هرچه مکالمه تان خلاصه تر باشد، می توانید بیشتر شنونده تان را بخندانید یا روی آن تاثیر بگذارید.

 

 

 

 




شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۳
م : ن : حسین طالب نژاد

كودك غزه....

 

از زمین چه می‌دانی؟
جز این همه دود، آتش و خاک‌هایی
که این روزها مُدام برسرت می‌بارد
از آسمان چه تجربه‌ای داری؟
جز هواپیما، موشک...
موشک‌هایی که
مادرت رابه انفجار رسانده است...
و عروسکی که تکه‌هایش،
قلبِ کوچکت را
تکه
تکه
کرده است
آه کودکِ کوچک‌سال!
قیامت هنوز برپا نشده است
قیامت آن روزی‌ست
که دنیا تماشایت را کم بیاورد
و دشت‌های سالخورده
تو را به خاطر نیاورند
و گنجشک‌ها
هر صبح
از شانه‌هایت عبور نکنند
و تندبادها...
تندبادها...

درختان ِکوچکِ باغچه‌ات را
ازپای درآورند
قیامت هنوز برپا نشده است...
هنوز مویرگ‌هایت
گردبادها را پس می‌زند
و تو می‌دانی
یک روز دنیا
مناره‌هایِ باشکوهِ مسجد العمری را
آژیر می‌کشد ...
غزه را
آژیر می‌کشد
تو را
آژیر می‌کشد
آه کودکِ کوچک‌سال!
قیامت هنوز برپا نشده است...
بلندشو
تکلیفِ زیتون‌هایت را
معلوم کن...




دوشنبه سی ام تیر ۱۳۹۳
م : ن : حسین طالب نژاد

براي روح غريبم....

عکس هایی از غروب آفتاب در دریا

براي روح غريبم صدايتان خوب است
شنيدن نفس آشنايتان خوب است

بدون فاصله با من هميشه صحبت کن
نبند پنجره را چشم‌هايتان خوب است

قرار بود از اين راه رفته برگردي
درون سينه ام انگار جايتان خوب است...!

مرا به عصر دو فنجان داغ دعوت کن
عزيز طعم دل انگيز چايتان خوب است

غروب‌ها که دلم تنگ و آسمان ابري است...
چه قدر پرسه زدن در هوايتان خوب است...‏

دلم عجيب گرفته است...نا خوشم بانو!
کمي قدم بزنم... پا به پايتان خوب است...

**مسافرتنها**